می رفتی و من می دیدم که غرور از چمدانت بیرون زده است.
و من بر تنهایی خویش آنقدر گریسته ام که دیگر بزرگی ام را ااحساس نمی کنم ...

/ 6 نظر / 3 بازدید
برديا

سلام ممنون که به من سر زدی وبلاگت خیلی قشنگه به شما تبریک می گم خوشحال می شم بازم بهم سر بزنی.

علی

متنت خيلی زيبا بود لذت بردم

معراج

salam nooshin joo....khoobi? mamnoonam ke be webe man ham sar zadi...sharmande kardi...chashm hatman gharar midam linketo aziz shoma ham age in karo bokoni bad nist neshoon mide maro ghabel doonesti...bazam behem sar bezan

آبی

سلام رفيق چه کوتاه ٬ چه رسا ٬ چه زيبا شاد ه بهاذی باشی

ايمان

گر خورد خون دلم مردمک ديده رواست که چرا دل به جگر گوشه مردم دادم ... سلام قشنگ بود

عطش ۴۲

سلام دوست مهربان دوست من هميشه غرور زشت وناپسند نيست بستگی به موقعييت بايد قضاوت کنيم. سکوت هم به نظر من بد نيست چون سرشار از ناگفتنی هاست. انسان بايد انتخاب کند نيروی او در همين نهفته است . شاد باشی