زمین گرد و سرخ، مانند سری است که پوست آنرا کنده باشند ...
مردی نشسته و پیپ میکشد
دود میبندد
راه زایش خطوط درهم هندسی را:
در مرکز این حلقه های سرخ
پیر زنی
با نقش طاووسی جوان روی بادبزنش
گرمای نفسهای نمناک و بخار کرده را
میزداید:
در مرکز این حلقه های سرخ
کودکی دارد
با ته مانده ی مدادهایش
برای زخم زمین
زخمبند میکشد:
در مرکز این حلقه های سرخ
سگی رنجور
زوزه های دردآلودش را قی میکند:
در مرکز این حلقه های سرخ
من
ایستاده ام رو به خورشید
ــ خون چکان ــ
و روی پوست تنم
حلقه های سرخ.

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

در مرکز اين حلقه های سرخ هر چيز دردناکی جا ميگيره... من ام ايتاده ام رو به شب...

عسل

در مرکز اين حلقه های سرخ هر چيز دردناکی جا ميگيره... من اما ايستاده ام رو به شب...

ساعده

سلام. قشنگه... شاد باشيد.

مسيح

اما اين نبود همه ماجرا فقط...

بهرنگ

سلام کجایی...

محمدرضا نجمی

salam khubi?bad az 1 sal nabudan nafahmidam chi shod 2 bare umadam o havase neveshtan kardam...age dust dashti o be blogam sar bezani khosh hal misham...mohamad reza pm:rasti matlabe akharet bahal bud...;)

سوتام

سلام جالب بود من بعد از یه وقفه طولانی برگشتم ولی مطلبی ندارم تهی تر از همیشه

نظافت منزل

مرسی لذت بردم. منتظر مطالب بیشتر از شما هستم.