weblog main  archive  contact me  member login

 Stormy Weader by Nooshin  Stormy Weader by Nooshin  Stormy Weader by Nooshin

سه‌شنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٦
 

گلهاي عنکبوتي را که آب ميدادم
رقص پاهاي خشکيده شان
مرا به رقص واداشت.
مي که ميزدم
بغضي شيرين و الکلي
به من گفت که هر بار
فردا روز ديگريست.

جمعه ٦ مهر ،۱۳۸٦
 

خوابی عجیب و تاثیر گذار اغلب به سراغم می آید
خواب زنی نا شناس که دوستم دارد و دوستش دارم
و هر بار نه همان است و نه دیگری
که دوستم دارد و با من آشناست
با من آشناست و قلبم ٬ افسوس برای او
فقط برای او روشن است و دیگر مسئله نیست
فقط اوست که می داند رطوبت پیشانی رنگ پریده ام را
چگونه با اشک هایش دوباره تازه کند
قهوه ای ٬ طلایی یا حنایی است ؟ نمی دانم
نامش ؟ به یاد می آورم دلنشین و پر طنین بود
مانند نام عشاقی که زندگی جدایشان کرد
نگاهش شبیه نگاه تندیس ها
صدایش ٬ دور دست و آرام و بم
با آهنگ صداهای عزیزی که بی صدا ماندند.